تبلیغات
بزرگترین پایگاه اطلاع رسانی کره جنوبی 대한민국 ツ - مطالب ابر کره جنوبی
بزرگترین پایگاه اطلاع رسانی کره جنوبی 대한민국 ツ
(اینجا کره جنوبی است من یک ایرانی امِ سابق)

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سیلاب کره جنوبی

 

جمله روز

اگر شما به مشکلات پشت کنید سختی ها هیچگاه  به شما پشت

نخواهند نمود بهترین راه ،مبارزه پیگیر  و همیشگی با سختی هاست . ارد بزرگ


متاسفانه سیلاب کره جنوبی در طر چند روز گذشته خرابی های جبران ناپذیری بوجود آورده تا جایی که شنیدم بیش از 70نفر کشته شدند و بسیاری از مردم بی خانمان شدند و بسیاری زخمی... بعضی از نقاط تا 500 میلی متر باران اومد ولی مسئله ای که ما رو نگران کرد این بود که رانش زمین به چندین انبار نظامی در اطراف سئول آسیب رسانده و وزارت دفاع كره جنوبی اعلام كرد كه تعدادی از مین های ضد نفر كه در اطراف یك پایگاه نیروی هوایی تعبیه شده بود، به دلیل زلزله از زمین خارج شده و جریان آب آنها را به سایر مناطق آورده است.
اما یك مقام نظامی اعلام كرد كه بسیاری از مواد منفجره آن توسط نیروهای ارتش پیدا و به اماكن امن منتقل شده اند.

بین عکسها عکس رئیس جمهور ( عکس اول ) کره جنوبی رو دیدم که در حال کمک کردن به مردم و تمیز کردن محیط  از آب گل آلود بود...

عکسها رو با هم ببینیم....

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

ادامه مطلب

از زبان مادری تا عشق ورزیدن

 جمله روز

آنکه اعتماد می‌کند... مهم نیست که به چه چیزی اعتماد می‌کند،

همین اعتماد حاکی از معصومیت اوست. حتی اگر بدلیل اعتماد، فریب

 بخورد، مهم نیست، چون ارزش اعتماد بسیار فراتر از چنین فریبی است.

 می‌توانی همه چیز را از او بگیری، ولی اعتماد را هرگز


** زبان فارسی زبان مادری من است...عشق من است...زبانی که بدان زاده و بالیده شدم. خندیدم  گریستم آب خواستم آغوش خواستم جان گرفتم احساس گرفتم.

زبان فارسی، زبان قلم من است. اندیشه هایم را با این زبان دریافت کرده ام و به همین زبان نیز ارائه می کنم. این زبان را دوست دارم چون جهان من است و  زبان جان من است هویت، تاریخ و بودن من است. با این زبان جهان را احساس کرده ام و دوست داشتن را یافته ام و شیفتگی را فهمیده ام.

گاهی اوقات حرفی تو دل آدم میمونه که میخواد به بهترین شکل بیانش کنه که به نظرم با هیچ زبانی بهتر از زبان مادری نمیشه  گفتش یه احساسه عجیبیه که بتونی حرف بزنی اما نتونی حرف بزنی...مثه کسی که واقعا لاله....حتی کسی که از نعمت زبان هم برخوردار نیست میتونه با زبان اشاره منظورشو بیان کنه ....اینا رو گفتم تا بگم هر چقدر هم که آدم زبان بیگانه ای رو یاد بگیره اونطور که از ته قلب میخواد نمیتونه بیان احساسات کنه گاهی دلم میبخواد خیلی حرفها بزنم اما از گفتن عاجزم یا بهتر بگم هنوز به این زبان مسلط  نشدم ...آزار دهنده است نه؟

 ** این مدت تا جایی که فرصتی دست داد سریالهای ایرانی دیدم سریال ستایش هنور ادامه داره و زیبا بود از همه زیباتر آسمان همیشه ابری بود که بسیار آموزنده بود سریال سراب در حال پخشه و .... اما یه نکته،  نمیدونم چرا تمام سریالهای ایرانی مخصوصا سریالهای کمدی همیشه شلوغند همه چیز رو با داد و بیداد و هوار میخوان تموم کنند گاهی از این سر و صداهاش سر درد میگیرم اما سریالهای کره ای که تقریبا از یه سال بیشتره زیاد  تماشا نمیکنم آروم و بی سر صدا ترند.

 ** تعطیلات تابستانی اینجا شروع شده  برای مدارس تقریبا 40 روز برای مهدکودکها 14-15 روز.

 **  دو هفته ی پیش اینجا حسابی بارون اومد صبح تا شب بارون ، هوا خیلی خوب بود اما بارش زیاد برای بسیاری از نقاط کشور خرابی به بار آورد.

** معرفی !

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که نا آگاهانه به زنی تنه زد . زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد و بیراه گفتن کرد. بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم ..زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟ تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید.

 
 ** یادمه سال قبل یکی از استادهای کره ای که خیلی دوسش دارم و همیشه به یادشم میگفت اگر میخواهید دیگران رو دوست داشته باشید اول خودتون رو دوست داشته باشید ،  کسی که خودش رو دوست داشته باشه میتونه به دیگران هم عشق بورزه و دیگران رو دوست داشته باشه . سریع کیف پولیم رو از تو کیف در آوردمو با خنده به استاد نشون دادم و گفتم مثه من که از بس خودمو دوست دارم عکس خودمو گذاشتم تو کیفم و همیشه همراهم دارم هر زمان هم که میرم جلوی آینه به خودم میگم آیگو ایپودَ ( وای که چقد نازی )استادمون کلی خندید...راستی بگم چی شد که یاد این خاطره افتادم؟ مطلب زیر خاطره ی بالا رو برام تازه کرد
 
حیرت خواهی کرد، که اگر خود را دوست بداری، دیگران نیز دوستت خواهند داشت. هیچکس کسی را که خود را دوست نمی‌دارد، دوست ندارد. اگر نمی‌توانی به خود عشق بورزی، چه کس دیگری به این کار اهمیت خواهد داد؟

**   بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار می داد.

حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود. زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود.آب و غذا و امکانات به وفور یافت می شد.از هیچ یک از تکنیک های متداول شکنجه استفاده نمی شد اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود.زندانیان به مرگ طبیعی می مردند. امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمی کردند. بسیاری از آن ها شب می خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی شدند. آن هایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمی کردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی می ریختند.

دلیل این رویداد، سال ها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد :

·         در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده می شد. نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمی شدند.

·         هر روز از زندانیان می خواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند، یا می توانستند خدمتی بکنند و نکرده اند را تعریف کنند.

·         هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را می کرد، سیگار جایزه می گرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمی شد.

·         همه به جاسوسی برای دریافت جایزه که خطری هم برای دوستانشان نداشت عادت کرده بودند.

تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است

·         با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین می رفت.

·         با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب می شد و خود را انسانی پست می یافتند.

·         با تعریف خیانت ها، اعتبار آن ها نزد هم گروهی ها از بین می رفت.

 

و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود.

این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده می شود.

 

سوال :

در زندگیمان به چه میزان خودمان و اطرافیانمان را به صورت خاموش شکنجه کرده ایم؟

 

از تمام دوستان بابت پیامها و نظرات تشکر میکنم در اولین فرصت جواب تک تکشون رو میدم


آرایش کردن

جمله روز

انسان در گرسنگی ناقص است، در بیسوادی ناقص است...، اما انسان است.

اما انسانی که از آزادی محروم است انسان نیست. آن که آزادی را از من می‌گیرد

 دیگر هیچ چیز ندارد که عزیزتر از آن به من .ارمغان دهد.( شریعتی )


قبلا در مورد ابنکه زنان کره ای همیشه آرایش های ملایم دارند صحبت کردم اما چندی پیش که به یکی از رادیوها گوش میدادم این سوال مطرح شد که چرا زنان ایرانی حتی زمانی که تا سر کوچه برای خرید نان یا سبزی هم میرن آرایش میکنند راز این آرایش کردن چیه؟خب در مورد این سوال هر کسی نظری داره  ، نظرات خودتون رو بنویسید بهترین نظرات رو در پایان همین پست قرار خواهم داد (خواستار رعایت ادب و اخلاق و حریمها هستیم)

در مورد آرایش زنان کره ای باید بگم که معمولا اینجا بلعکس ایران دختران جوان( آقاشی ) آرایشهای بسیار ملایم دارند و زنان مسن (اَجومونی)  آرایشهای غلیظ تری.... البته خواننده ها و بازیگران جای خودشون رو دارندکه البته نسبت به ایران  باز هم آرایش ملایم تری دارند.

سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ

به نظر من زیبا بودن و زیبایی رو دوست داشتن حق مسلم هر انسانیست اما این به این معنا نیست که هر فردی بیشتر آرایش کند زیباتر است.این نکته هم فراموش نشود که  بند انداختن صورت در کل در کره وجود ندارد و ابرو بر داشتن در کره همانند ایران در آرایشگاهها انجام نمیشود بسیاری از خانمها اصلا ابرو بر نمیدارن و بعضی از آنها فقط نظمی به ابرو میدهند تا جایی که من دیدم زنان کره ای به لباس و مو بیشتر از آرایش صورت اهمیت میدهند در آرایش صورت نیز به کرم  و پنکک زدن بیشتر از  آرایش لب و چشم ...

 

از  دوستان بابت پیامها و نظرات سپاسگزارم

 

پ.ن 1 :  یکی از دوستان پیام داده که  چه چیزی میشه برای کره ای ها   سوغاتی آورد ؟  در جواب باید بگم بیشتر مواد خوراکی و صتایع دستی ایرانی در اینجا وجود نداره به همین دلیل هر چیزی میتونه برای کره ای ها سوغات خوبی محسوب بشه مثلا فرش.صنایع دستی اصفهان و یا از خوراکی ها ، عسل. پسته . گردو  . انجیر . رب انار و هر چیز دیگه ای.

 پ.ن 2 : در این جهان نیاز به دوست داشتن و ستایش شدن بیش از نیاز به نان است

پ. ن 3 : هیچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتی اگه کسی بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه کن حتی اگر توش شکست بخوری .......اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشت رفت علاوه بر اینکه خاطره بجا میزاره می تونه یه تجربه هم بجا بزاره

پ.ن 4 : : غضنفر سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس میگیره ، بهش میگن آخه این چه طرزشه ؟ میگه : میخوام ایندفعه از حفظ بخونم

پ.ن 5: تو سفارت امریکا به یارو  میگن اسمت چیه؟ میگه "power God New Year" میگن یعنی چی؟ میگه یعنی قدرت الله نوروزی

 

در دفتر زندگیت برای سفید ماندن صفحه ی غصه هات همیشه دعا می کنم . . .


 

کامران گفته :

دلیل آرایش زنان از نظر من اینه که: چون خدای بوسبله ابزارهای مثل موهای آراسته یا صورت و گردن باعث زیبایی زنان شده و اما در ایران متاسفانه زنان ایرانی از نشون دادن این زیبایی ها محروم هستند در نتیجه برای زیبا نشون دادن خودشون مجبور به آرایش زیاد شدن و چون این حالت طولانی شد و تبدیل به یک رسم و عادت برای نشان دادن زیبایی شد. دقیقا همونطوری که خودت گفتی رسیدن به مو و لباس همون چیزیه که باید باشه.

سیمین گفته:

فکر می کنم با ارایش قشنگتر می شوند اما این طوری نیست هر چه ادم ساده تر باشد زیبا تر است 

سارا گفته:

واقعا خجالت اوره که این همه وقت و هزینه صرف ارایش بشه. نه تنها کره بلکه بیشتر کشورها ارایش برای اینه که افراد مسن بتونن اثر کهولت رو کم کنن و چهره ی زیباتری داشته باشن.
من خیلی از فرهنگی که داره تو ایران شکل میگیره ناراحتم. کاش مردم یک صدم وقتی که به اراستن ظاهرشون اختصاص میدن رو صرف زیباتر کردن درونشون میکردن.
وقتی ارایش ارزش بشه راه رفتن توی خیابونا وضعی واقعا عذاب اوره.
ظاهربینی تا چه حد!!!

پوریا گفته :

 به نظر من وقتی انسان رو از چیزی محروم کنن بیشتر طرفش میره! مثلا با اینکه تمام سایت های خوب و بد ما فیلتره اما بازم بیشترین بازدید کننده مربوط به ایران.اینجام هی 4روز در میون طرح ارشادو اینجور چیزا راه میندازن دیگه بدترم شده.تاحالا به دخترا گیر میدادن!الان به مردای استین کوتاه که چسبون باشه تی شرتشون گیر میدن!!!!!!!

باران گفته :

منم معتقدم زیبایی و زیبا بودن حق هر انسانیست و همیشه دوست دارم ادمها انطوری که می خوان یعنی ازادانه حتی در مورد ارایش کردن هم تصمیم بگیرن اما من فکر میکنم که خداوند در خلقت زن اشتباه نکرده است یک زن خیلی از زیبایی هارو داره که اگر ارایش هم نکند باز میتواند زیبا باشد به قول آقا کامران زیبایی موهای اراسته و پوست لطیف و زیبا معرف زیبایی های یک زن مخصوصا خانم های ایرانیاست ولی من فکر میکنم چون خانم های ایرانی حق تصمیم گرفتن برای انتخاب زندگی را در ایران ندارند و نمی توانند ان زیبایی های خدادادیشان را نشان دهند در نتیجه رو به ارایش و خیلی وقت ها ارایش های غلیظ میارن و فکر می کنم ارایش نکردن به معنا ی زیبا نبودن نیستش من به ارایش علاقه ی خاصی ندارم و شکل و ظاهر خودم رو همونطری که خداوند بهم هدیه کرده دوست دارم و خیلی وقت ها شیک و مرتب بودن رو جزو آرایش های خاص و ضروری مدونم که با وجود انها می توانم شخصیتی زیبا و ساده روداشته باشم


كره شمالی : جهنم سرخ و نكبتی به نام كمونیسم

 

جمله روز

در تاریکترین شب های ستم ، روشنترین ستاره ها زاده می شوند . ارد بزرگ


كره شمالی و كوبا تنها نقاطی از جهان هستند كه همچنان آلوده به كمونیسم یا همان طاعون سرخ قرن بیستم باقی مانده اند . كوبا به واسطه نزدیكی اش به آمریكا و روابط خارجی اش با بسیاری از كشورهای دنیا ، سرزمین نسبتا” شناخته شده ای هست . اما بسیاری از مردم دنیا از وقایع و حقایق درون كره شمالی كه با سیستمی استالینی اداره میشود ، خبر چندانی ندارند . رهبر كنونی كره شمالی كیم چونگ ایل هست . پدر وی هم رهبر سابق این كشور بود و كیم ایل سونگ نام داشت . البته مردم بدبخت كره شمالی رهبر حكومتشان را (معاون رهبر) می نامند چرا كه به فرمودهء مقامات آن كشور ، كیم ایل سونگ نمرده است بلكه به خورشید پیوسته و هر روز جهان را گرم و روشن می كند . در نتیجه مقام رهبری ایشان محفوظ است . در كره شمالی تنها كسی كه حق فكر كردن دارد رهبر حكومت است كه فرماندهء بزرگ نامیده میشود .

وقتی فرماندهء بزرگ دربارهء مسئله ای حرفی زد دیگر هیچكس حق ندارد در آن زمینه اظهار نظر كند . از نظر حكومت كمونیستی آن كشور ، مردم كره شمالی و حتی مدیران و مقامات آن كشور وظیفه ای جز كشف حقیقت در افكار و سخنان رهبر نظام كمونیستی را ندارند . چندی پیش رهبر حكومت كره شمالی ( كیم چونگ ایل ) در حال بازدید از جایی به خانمی كه كت و دامن پوشیده بود گفته بود شما در لباس سنتی كره ای زیباتر به نظر می رسید .. همان شب تلویزیون كره شمالی با قطع برنامه های عادی اش اعلام كرد از این لحظه به بعد همهء زنان شاغل در كشورمان موظف هستند كه با لباس سنتی كره ای از خانه هایشان خارج شوند تا جهان زیباتر شود! كره شمالی طبیعت بسیار زیبایی دارد و دارای تنوع آب و هوایی شگفت انگیزی است اما مردم این كشور حق خروج از روستا ها یا شهرهایشان را ندارند . در واقع همه در همان جایی كه زندگی می كنند زندانی هستند . برای رفتن از روستایی به روستایی دیگر و یا شهری به شهر دیگر باید از حكومت اجازه بگیرند . در كره شمالی كسی حق انتخاب همسر و ازدواج را ندارد ، مگر با موافقت وزارت اطلاعات و امنیت آن كشور . یعنی دختر و پسری كه عاشق هم شده اند باید گزارش كاملی از نحوهء عاشق شدنشان ، دلیل عاشق شدنشان ، میزان علاقه و احساسی كه نسبت به یكدیگر دارند و خیلی چیزهای دیگری را در چندین صفحه بنویسند و تحویل مقامات امنیتی بدهند تا نوبت مصاحبه شان شود . قبل از مصاحبه ، سیستمهای امنیتی و نظامی كره شمالی هفت نسل پشت و جد و آباد دختر و پسر را بررسی می كنند و نهایتا” اگر مورد مشكوكی دیده نشد ، برای ازدواج آن دختر و پسر جوان مجوز صادر می كنند .

ادامه مطلب

سلامی به تو دوست و همراه همیشگی

 

جمله روز

اگر تو برنده باشی، نیازی نیست به کسی توضیحی دهی، اما اگر بازنده باشی، نیازی

 نیست آنجا باشی تا به کسی توضیحی دهی.


سلام و صد سلام به تمامی دوستان خوبم

روزها و ماهها به سرعت میگذرند انگاری همین دیروز بود که سال نو رو تبریک گفتیم  ولی یک ماه و نیم از عید گذشته .... درسته این عمره که میگذره مثه ابر و باد ، میگذره ،  خیلی زود  ، زودتر از اونی که فکرش رو بکنیم چه خوبه که تغییراتی در خودمون ، در رفتارمون و در کردارمون ایجاد کنیم که بعدها افسوس نخوریم.

جا داره مناسبتهایی رو تبریک بگم و عذر خواهی کنم بابت تاخیر در تبریک  اونها و ایجاد پستهای جدید.

ابتدا روز معلم رو به تمامی معلمهای نازنین ایران زمین مخصوصا خانم نقدی معلم سال اول ابتدایی خودم که عاشقانه معلمی کرد و با صبوری بسیار درس زندگی به من داد تبریک میگم.

سپس روز جهانی کودک رو  به تمام کودکان و آینده سازان ایران و جهان تبریک میگم .اینجا که جشن مفصلی برای بچه ها گرفته  شد در ضمن تعطیل رسمی بود ایران رو نمیدونم.

و در آخر جا داره روز جهانی زن رو به تمامی زنان ایران و جهان و تمام مادران کره زمین مخصوصا مامان گل و مهربونم خودم که دلم براش یه ریزه شده تبریک بگم و بگم ای کاش در کنارش بودم تا دستان با محبت و زحمتکشش رو میبوسیدم  تنها کاری که تونستم بکنم این بود که باهاش تماس بگیرم و این کارو کردم و با شنیدن صداش آرامش گرفتم آرامشی که وصف نشدنیِ.

هیچ رنگی مثل او پر رنگ و رنگ عشق نیست                هیچ آهنگی چو او... بر پایه ی سرمشق نیست

هیچ خطی جز به نستعلیق زیبای کمان ابرویش                نیست خوانا تا بخوانم عشق را از گیسویش

هیچ لبخندی مثال یک تبسم بر لبش                               نیست شیوا تا بخندم بی عطش

هیچ بغضی نیست در سیمای اشک آلود او                     تا بگیرم جرعه ای کام از شراب ناب مهر آلود او

هیچ عشقی را ندیدم تا به نامی سجده آرد!!!!                   نام او هر عشق را مجبور کرد تا سرگذارد...

هیچ خدایی هم اگر حاکم نبود در آسمانها بر سرم             باز بر من بود بی شک... هم خدایم... مادرم

هیچ شعری نیست یارای تمنای وجود پاک او                 تا ابد جاری است اشکم بر روان و خاک او....

 

این وبلاگ تقدیم به مادر مهربونم و تمام مادرها

 

زندگی

 

جمله روز

 

 

خوشبختی  یعنی اینكه خداوند آنقدر عزیزت  كند كه وجودت آرامش بخش دیگران باشد

 


 

زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی.

زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چون گل، که بنوشی اش چون شهد.

زندگی، بغض فـروخورده نیست.

زندگی، داغ جگــــر گـــوشه نیست.

زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است.

زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است.

زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ.

زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است.

زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست.

زندگی، شـــوق وصال یار است.

زندگی، لحظه دیدار به هنگامــــــه یاس.

زندگی، تکیه زدن بر یــار است.

زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است.

زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است.

زندگی، قطعه سرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد به سرشاخه امید و رجا.

زندگی، راز فـروزندگی خورشید است.

زندگی، اوج درخشندگــــــی مهتــاب است.

زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است.

زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است.

زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است.

زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است. به، كه چقدر شیـــرین است.

زندگی،خاطره یک شب خوش،زیر نورمهتاب،روی یک نیمکت چوبی سبز،ثبت درسینه است.

زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه.

زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق.

زندگی، گاه شده است که برد بیراهم.

زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد.

 

 

باید به دنبال شادی ها گشت

  جمله روز

باید دنبال شادی ها گشت، غمها خودشان ما را پیدا می کنند.

( فردریش نیچه )

ناصر خسرو قبادیانی بسوی باختر ایران روان بود. شبی میهمان شبانی شد در روستای کوچکی در نزدیکی سنندج.

نیمه‌های شب صدای فریاد  و ناله شنید. برخاست و از خانه بیرون آمد. صدای فریاد و ناله‌های دلخراش و سوزناک از بالای کوه به گوش می‌رسید.
 
مبهوت فریادها و ناله‌ها بود که شبان دست بر شانه‌اش گذاشت و گفت:
این صداها از آن مردیست که همسر و فرزند خویش را از دست داده، این مرد پس از چندی جستجو در غاری بر فراز کوه ماندگار شد هر از گاهی شب‌ها ناله‌هایش را می‌شنویم.
چون در بین ما نیست همین فریادها به ما می‌گوید که هنوز زنده است و از این روی خوشحال می‌شویم که نفس می‌کشد.
 
  ناصر خسرو گفت: می‌خواهم به پیش آن مرد روم.
مرد گفت: بگذار مشعلی بیاورم و او را از شیار کوه بالا برد.
ناصر خسرو در آستانه غاری ژرف و در زیر نور مهتاب مردی را دید که بر تخته سنگی نشسته و با دو دست خویش صورتش را پنهان نموده بود.
 
مرد به آن دو گفت از جان من چه می‌خواهید؟ بگذارید با درد خود بسوزم و بسازم.
ناصر خسرو گفت: من عاشقم این عشق مرا به سفری طول دراز فرا خوانده، اگر عاشقی همراه من شو. چون در سفر گمشده خویش را باز یابی. دیدن آدم‌های جدید و زندگی‌های گوناگون تو را دگرگون خواهد ساخت. در غیر اینصورت این غار و این کوهستان پیشاپیش قبرستان تو و خاطراتت خواهد بود....
 
چون پگاه خورشید آسمان را روشن کند براه خواهم افتاد اگر خواستی به خانه شبان بیا تا با هم رویم.
چون صبح شد آن مرد همراه ناصرخسرو عازم سفر بود. .......
سال‌ها بعد آن مرد همراه با همسری دیگر و دو کودک به دیار خویش بازگشت در حالی که لبخندی دلنشین بر لب داشت..
 
 
 اندیشمند یگانه سرزمینمان ارد بزرگ می‌گوید: “سنگینی یادهای سیاه را با تنهایی دو چندان می‌کنی. به میان آدمیان رو  و  در شادمانی آنها سهیم شو... لبخند آدمیان اندیشههای سیاه را کمرنگ و دلت را گرم خواهد نمود. ”
 
 
شوریدگان همواره در سفر هستند و چون خواسته خویش یافتند همانجا کاشانه‌ای بسازند، و چون دلتنگ شوند به دیار آغازین خویش باز گردند. 
 
 
باید دنبال شادی ها گشت، غمها خودشان ما را پیدا می کنند.

 

<>

آنهایی که رفته اند .... آنهایی که مانده اند

 

جمله روز

                 آنجا که بیم و هراس سایه افکند شادی را جایی نیست!  ارنست اپیکور


آنهایی که  (از ایران)  رفته اند ایمیلشان را در حسرت نامه از آن هایی که مانده اند باز می کنند و از اینکه هیچ نامه ای ندارند کلافه می شوند.

آنهایی که (در ایران ) مانده اند هر روز…نه…یک روز در میان ایمیلشان را چک می کنند و از اینکه نامه ای از انهایی که رفته اند ندارند کفرشان در میاید.

آنهایی که رفته اند همانطور که دارند یک غذای سر دستی درست می کنند تا تنهایی بخورند فکر می کنند آنهایی که مانده اند الان دارند دور هم قورمه سبزی با برنج زعفرانی می خورند و جمعشان جمع است و می گویند و می خندند.

آنهایی که مانده اند همان طور که دارند یک غذای سر دستی درست می کنند فکر می کنند آنهایی که رفته اند الان دارند با دوستان جدیدشان گل می گویند و گل میشنوند و از آن غذاهایی می خورند که توی کتاب های آشپزی عکسش هست.

آنهایی که رفته اند فکر می کنند آنهایی که مانده اند همه اش با هم بیرونند. کافی شاپ، لواسان، بام تهران و درکه می روند .خرید می روند…با هم کیف دنیا را می کنند و آنها را که ان گوشه دنیا تک افتاده اند فراموش کرده اند.

آنهایی که مانده اند فکر می کنند آنهایی که رفته اند همه اش بار و دیسکو می روند و خیلی بهشان خوش می گذرد و آنها را که توی این جهنم گیر افتاده اند فراموش کرده اند.

آنهایی که رفته اند می فهمند که هیچ کدام از آن مشروب ها باب طبعشان نیست و دلشان می خواهد یک چای دم کرده حسابی بخورند.

آنهایی که مانده اند دلشان می خواهد بروند یکبار هم که شده بروند یک مغازه ای که از سر تا تهش مشروب باشد که بتوانند هر چیزی را می خواهند انتخاب کنند.

  آنهایی که رفته اند همانطور که توی صف اداره پلیس برای کارت اقامتشان    ایستاده اند و می بینند که پلیس با باتوم خارجی ها را هل می دهد فکر می کنند که آن جهنمی که تویش بودند حداقل کشور خودشان بود..

آنهایی که مانده اند همانطور که گشت ارشاد با باتوم دختر ها را سوار ماشین       می کنند فکر می کنند که آنهایی که رفته اند الان مثل آدم های محترم می روند به یک اداره مرتب و کارت اقامتشان را تحویل می گیرند.

آنهایی که مانده اند فکر می کنند آنهایی که رفته اند حق ندارند هیچ اظهار نظری در هیچ موردی بکنند چون دارند آن ور حال می کنند و فورا یک قلم برمی دارند و اسم آن وری ها را خط می زنند.

آنهایی که رفته اند هی با شوق بیانیه ها را امضا می کنند و می خواهند خودشان را به جریان سیاسی کشوری که تویش نیستند بچسبانند.

آن هایی که مانده اند در حسرت بی بی سی و صدای آمریکا بدون پارازیت  کلافه می شوند و دائم پشت دیش هستند

آنهایی که رفته اند پای اینترنت، دنبال شبکه 3 و فوتبال با گزارش عادل یا سریالهای ایرانی  و اخبارهایی با کلام پارسی و ایرانی هستند

  آنهایی که مانده اند می خواهند بروند.

آنهایی که رفته اند می خواهند بر گردند.

  آنهایی که مانده اند از آن طرف مدینه فاضله می سازند.

آنهایی که رفته اند به کشورشان با حسرت فکر می کنند.

  اما هم آنهایی که رفته اند و هم آنهایی که مانده اند در یک چیز مشترکند:

  آنهایی که رفته اند احساس تنهایی می کنند. آنهایی که مانده اند هم احساس تنهایی  می کنند

 باید زندگی کردن را بیاموزیم این چندان به ماندن و رفتن ربطی ندارد.     

 


پ.ن : و  هر روز ایمیلم را چک میکنم تا  عکسهای نوروز امسال آشنایان و دوستان را ببینم اما دریغ از ...(به علت کندی اینترنت و مشغله های دیگر)

پ.ن: سریالی که این روزها میبینم اسمش هست روز حسرت با کارگردانی سیروس مقدم

پ.ن : جا داره از تمام دوستان گلم که با ایمیل و کامنت یا تماس تلفنی عید رو بهم تبرک گفتند تشکر کنم و بگم که خیلی بهم لطف دارید و دوستتون دارم.

پ.ن : ایمان داشته باش که کوچکترین محبت ها از ضعیف ترین حافظه ها پاک نمی شود

پ.ن :سبدی عشق در اندیشه من/ که پر از گل بدهم هدیه به تو/ غافل از آنکه تو خود ناب تری/ یک جهان گل بخورد غبطه به تو

پ.ن: بادبادک ها هرچقدر هم که اوج بگیرند هنوز با آن نخ کذایی ، اسیر زمین اند ! فریب نخواهم خورد ، به من پرواز بیاموز . . .

پ.ن : و حرف من به تو ای دوست : زندگی قانون باورها و لیاقت هاست. همیشه باور داشته باش لایق بهترین هایی

 

شاد باشید و برقرار

آموزش زبان کره ای (درس چهاردهم )

 

جمله روز

خاطرات ،  چوبهای خیسی هستند ، که با آتش زندگی ، نه میسوزند و نه خاکستر میشوند... 


ماهها ی سال در زبان  فارسی به صورت ( فروردین و اردیبهشت و خرداد و.... )

و در زبان انگلیسی ( ژانویه . فوریه . مارس ... )نوشته و خوانده میشود .

ولی در زبان کره ای  میگوییم  ( ماه اول . ماه دوم . ماه سوم تــــــــــــا ماه دوازدهم  )

که به شکل زیر خوانده میشوند.

 

 

ماه اول

 ایل وال
 ماه دوم  ای وال

 ماه سوم

 سَم وال
 ماه چهارم   سَ وال
 ماه پنجم  اُ وال
 ماه ششم  یو وال
 ماه هفتم  چیل وال
 ماه هشتم   پَل وال
 ماه نهم  کو وال
 ماه دهم  شی وال
 ماه یازدهم  شیب ایل وال
 ماه دوازدهم  شیب ای وال

 

 

 

تعطیلی مدارس كره جنوبی از بیم بارش باران رادیواكتیوی

 

جمله روز

                                     سه جمله برای کسب موفقیت:

                                           الف) بیشتر از دیگران بدانید

                                                  ب) بیشتر از دیگران کار کنید

                                                       ج) کمتر انتظار داشته باشید

                                                                           ( ویلیام شکسپیر )


در پاسخ به نگرانی والدین دانش آموزان از بارش باران حاوی ذرات رادیواكتیو منتشر شده از نیروگاه آسیب دیده ژاپن، مسئولان كره جنوبی بسیاری از مدارس را تعطیل كردند.
در پی بارش باران در منطقه ، اداره آموزش و پرورش استان ' گیئونگ گی ' نزدیك ترین استان به مرز ژاپن ، 130 مدرسه ابتدایی و مهد كودك را تعطیل كرد و این اقدام را ' تمهیدی در جهت حفظ امنیت دانش آموزان ' خواند .
چهارشنبه این اداره با اشاره به نگرانی والدین دانش آموزان پیشنهاد كاهش ساعات كلاس ها را مطرح كرده بود.
ا در دیگر استان های كره جنوبی همچون ' چونگ چئون ' شمالی ، فعالیت های ورزشی در فضای باز لغو و حضور دانش آموزان در حیاط مدارس ممنوع شده است .
بر پایه این گزارش، سازمان امنیت هسته ای كره جنوبی پس از بارندگی در جزیره ' جیجو ' گزارش داد، در آب باران مقادیر كمی از مواد سمی 'آیودین' و 'سزیوم' دیده شده است.
لازم به ذكر است بسیاری از مردم كره جنوبی در خیابان ها از ماسك استفاده می كنند و پس از وقوع زلزله، سونامی و بحران اتمی در ژاپن، والدین ترجیح می دهند فرزندانشان را با خودرو به مدرسه برسانند.
' لی میونگ باك ' رییس جمهور كره جنوبی نیز بر لزوم احتیاط بیشتر در این كشور به عنوان نزدیك‌ ترین همسایه ژاپن تأكید كرده و دستور بازرسی كامل مواد غذایی وارداتی از توكیو را صادر كرده است.

 

پ.ن: متاسفانه دیر متوجه این خبر شدم چون مدتیه نتونستم اخبار گوش بدم ، دیروز بیرون رفتم و متاسفانه در تماس مستقیم با باران بودم . خدا به خیر بگذرونه.

 

* سال نو مبارک *

 

بوی باران ; بوی سبزه ; بوی خاک

شاخه های شسته ; باران خورده ; پاک

آسمان آبی و ابر سفید , برگهای سبز بید

عطر نرگس , رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار


با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان

 بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت .... روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد .

 

نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند.

 

الهی روزتان نوروز باشد       ویا نوروزتان نوروز باشد


بسان سبزه ها وسبزه زاران     دلاتان خوش ویابهروز باشد


سعادت سربلندی سرفرازی      هماره در دلان بیروز باشد


دلان دلبر دلارام و دل انگیز    برای یاوری دلسوز باشد


گلستانی شود ایام بر كام      چراغ زندگی افروز باشد


سروش سرمدی در سرسراتان     بسان شعله ای  برسوز باشد

لبان گلریز و دلها غنچه ساران     تهی از هم و غم شهروز باشد


دلت ای شاهدی در این بهاران     بر از عشق وصفا مهروز باشد

 

 سلامتی، سر زندگی، سروری، سخاوت، سرور، سرفرازی و سعادت که بهترین هفت‌سین سال است را برایتان آرزو دارم  .

 

روز مبادا

 

جمله روز

از كوروش پرسیدند: زندگی خود را بر چند اصل استوار كردی؟ گفت:

1- دانستم كار مرا دیگری انجام نمیدهد ، پس تلاش كردم
2- دانستم كه خدا مرا میبیند، پس حیا كردم
3- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد، پس آرام شدم
4- دانستم پایان كارم مرگ است، پس مهیا شدم


دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

 
دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

 این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

 باید آدمش پیدا شود!

 باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

 سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای

 و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی!

 یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن  ، به اعتماد آدم‌ها!

سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…

اما بگذار به سن تو برسند!

بگذار صندوقچه ‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون ِ این ‌که  تو را به  یا د  بیاورند

 غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند


دکتر شریعتی

 

پ . ن 1  : چند روزی هوا خنک بود ولی  دوباره  هوا بهاری شده نفس عمیق کشیدن تو این هوا به آدم لذتی میده که وصف نشدنیه البته به این خاطر میگم وصف نشدنی که میدونم ایران مدتهاست هوای آلوده ای داره (البته بعضی از شهرها)

پ.ن 2 : احتمال داره به مدت سه هفته تا یک ماهی نباشم  و نتونم جبران محبتهای شما در کامنت گذاشتن رو کنم البته مطالب به روز میشه و امیدوارم مثل همیشه  همراه با هم باشیم ....

پ. ن 3 :  پیشاپیش سال نو رو تبریک میگم و امیدوارم سال پربرکتی برای تک تک شما دوستان خوبم باشه.(دوستون دارم)

پ.ن 4 : گاهی باید کم باشی تا کم بودنت حس بشه نه که اصلا نباشی تا نبودنت عادت بشه.

پ.ن 5 :  در اوج یقین اگرچه تردیدی هست / در هر قفسی کلید امیدی هست

             چشمک زدن ستاره در شب یعنی / توی چمدان ماه ، خورشیدی هست

پ.ن 6 :  رنج را آشفته در لبخند پنهان میکنم تا دلش غمگین نگردد هر کسی با ما نشست

پ.ن 7:  زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذردو قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند آنچه از روزگار بدست می آید با خنده نمی ماند و آنچه از دست برود با گریه جبران نمیشود!! فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم... یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است از خدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟ خدا جواب داد:گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز . شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن. زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید

پ.ن 8 : یه هو چی شد که این موضوع فکرمو مشغول کرد خیلی سال پیش اونموقع ها که سنی نداشتم بابام  با خط خودش  نوشته بود (  تا توانی دلی بدست آور دل شکستن هنر نمی باشد ) و به دیوار زده بود شاید این جمله گاهی از یادم میرفت اما همیشه سعی کردم بر همون مبنا زندگی کنم خدا منو ببخشه اگه گاهی دلی بی اختیار شکستم.

 

                                                        برام دعا کنید و در پناه ایزد یکتا باشید

دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای

  
 

جمله روز

            به خاطر بسپارهمراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است:آرام ، بیصدا ، همیشگی


در پست قبلی به دوست اشاره کردیم دیدن یه نوشته ی دیگه باعث شد پست قبلی رو ادامه بدم ...

 گاهی داشتن یه دوست خوب نعمتیه که خیلی از ماها قدرش رو نمیدونیم اما وقتی از دستش بدیم و یا زمانی جای خالیش رو احساس کنیم تازه میفهمیم گوهر گرانبهایی رو از دست دادیم به قول آسوان دوست خوبم بعضی مواقع  ، نداشتن شناخت کافی از کسی که به عنوان دوست انتخابش میکنیم  باعث اتفاقاتی در زندگی آدم میشه که احتمالا خیلی هاش جبران ناپذیره.

شاید اگه بخوایم دوست خوبی داشته باشیم باید نقش یک دوست رو خوب ایفا کنیم مثه اینکه بگیم ما باید سعی کنیم گوش کنیم تا دیگران رو نیز وادار به شنیدن کنیم....

 

دل من دیر زمانی ست که می پندارد:
« دوستی » نیز گلی ست 
مثل نیلوفر و ناز ،
ساقه ترد ظریفی دارد
بی گمان سنگدل است آن که روا می دارد
جان این ساقه نازک را 
-دانسته-
بیازارد!
 
 
 
دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه‌ایست. هول هولکی و دم دستی. این دوستی‌ها برای رفع تکلیف خوبند. اما خستگی‌ات را رفع نمی‌کنند. این چای خوردن‌ها دل آدم را باز نمی‌کند. خاطره نمی‌شود. فقط از سر اجبار می‌خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی‌کنی.

دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است. پر از رنگ و بو. این دوستی‌ها جان می‌دهد برای مهمان‌بازی برای تعریف کردن لطیفه‌های خنده‌دار. برای فرستادن اس ام اس‌های صد تا یک غاز. برای خاطره‌های دمِ دستی. اولش هم حس خوبی به تو می‌دهند. این چای زود دم خارجی را می‌ریزی در فنجان بزرگ. می‌نشینی با شکلات فندقی می‌خوری و فکر می‌کنی خوشحال‌ترین آدم روی زمینی. فقط نمی‌دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت می‌شود رنگ قیر. یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می‌دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای.

دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد. باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی. باید صبر کنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی. باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک. خوب نگاهش کنی. عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته، جرعه جرعه بنوشی‌اش و زندگی کنی
 

 زندگی گرمی دل های به هم پیوسته ست

تا در آن دوست نباشد همه در ها بسته ست ...

دوست

 جمله روز

                     موفقیت ، یک درصد نبوغ ، 99 درصد عرق ریختن . توماس ادیسون


پیرمرد به من نگاه کرد و پرسید چند تا دوست داری؟

گفتم چرا بگم ده یا بیست تا ..... جواب دادم فقط چند تایی

پیرمرد آهسته و به سختی برخاست و در حالیکه سرش را تکان میداد

 گفت : تو آدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری ولی در مورد آنچه که میگویی خوب فکر کن خیلی چیزها هست که تو نمیدونی دوست فقط اون کسی نیست که تو بهش سلام میکنی دوست دستی است که تو را از تاریکی و نا امیدی بیرون میکشد درست وقتی که دیگرانی که تو آنها را دوست مینامی سعی دارند تو را به درون نا امیدی و تاریکی بکشند دوست حقیقی کی است که نمیتونه تو رو رها کنه صدایی که نام تو رو زنده نگه میداره حتی زمانی که دیگران تو را به فراموشی سپرده اند

 اما بیشتر از همه دوست یک قلب است. یک دیوار محکم و قوی در ژرفای قلب انسان ها

 جایی که عمیق ترین عشق ها از آنجا می آید

پس به آنچه می گویم خوب فکر کن زیرا تمام حرفهایم حقیقت است

فرزندم یکبار دیگر جواب بده چند تا دوست داری؟

سپس مرا نگریست و درانتظار پاسخ من ایستاد 

با مهربانی گفتم: اگر خوش شانس باشم، فقط یکی و آن تو هستی

بهترین دوست کسی است که شانه هایش رابه تو می سپارد و وقتی كه تنها هستی تو را همراهی می کند و در غمها تو را دلگرم می کند .کسی که اعتمادی راکه به دنبالش هستی به تو می بخشد .وقتی مشکلی داری آن راحل می کند و هنگامی که احتیاج به صحبت کردن داری به توگوش می سپارد و بهترین دوستان عشقی دارند که نمی توان توصیف کرد، غیرقابل تصوراست

چقدر خداوند بزرگ است

درست زمانی که انتظار دریافت چیزی را از او نداری بهترینش را به تو ارزانی می دارد

**

**

آسمان جای عجیبیست نمی دانستم

عاشقی کار غریبیست نمی دانستم


 

عمر مدیون نفس نیست نمی دانستم

عشق کار همه کس نیست نمیدانستم

 

پ.ن : ذهنم هنوز می تپد و قلبم آزاد است . پر می کشم , اوج می گیرم , می خندم و زندگی را معنا می بخشم .

 درست است.. من برای زندگانی کردن آمده ام نه زنده ماندن

پ.ن :  انانکه به من بدی کردند مرا هوشیار کردند ...
انانکه به من انتقاد کردند به من راه و رسم زندگی اموختند
انانکه به من بی اعتنایی کردند صبر و تحمل را به من اموختند
انانکه به من خوبی کردند به من مهر و وفا اموختند
بس خدایا :به همه اینان که باعث تعالی دنیوی و اخروی من شدند خیر دنیا و اخرت ارزانی دار
شهید چمران  ( از طرف رضا پسر خاله )

 

 

من میتوانم...

جمله روز

چه دوستم داشته باشی و چه ازمن متنفر باشی در هردوصورت بهم لطف میکنی

 چون اگه دوستم داشته باشی تو قلبت هستم و اگه ازم متنفر باشی تو ذهنتم  (شکسپیر) 


من می‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم. من می‌توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم.

 من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم. چرا که من یک انسانم و این‌ها صفات انسانى است.

  تو هم به یاد داشته باش: من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى، من را خودم از خودم ساخته‌ام.

  

منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است.

   

تویى که تو از من می‌سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.

   

لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند، نه آرزوهایشان.

 

 و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى.

   

و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه.

   

ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى.

 

  می‌توانى دوستم داشته باشى، همین گونه که هستم و من هم.

   

می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم.

 

 چرا که ما هر دو انسانیم.

   

این جهان مملو از انسان‌هاست، پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.

 

  تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی‌صادر کنی و من هم.

 

  قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.

   

دوستانم مرا همین گونه پیدا می‌کنند و می‌ستایند.

   

حسودان از من متنفرند، ولى باز می‌ستایند.

   

دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم.

 

  چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى.

 

  من قابل ستایشم و تو هم.

   

یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد.

   

به خاطر بیاورى که آن‌هایى که هر روز می‌بینى و مراوده می‌کنى.

 

 همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جایزالخطا.

   

نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى و یادت باشد که این‌ها

 

 رموز بهتر زیستن هستند

 

 

پ . ن :   بهترین چیزها تو زندگی رایگان هستن  : آغوش ، لبخند ، دوست ، خانواده ، استراحت کردن ، بوسیدن ، عشق ، خنده ، خاطرات  خوب

 

پ  .ن : وقتی کسی پشت سرت حرف می زنه، یعنی دو قدم ازت عقب تره و تو دو قدم از اون جلوتر!

 

پ . ن : دوستی با مردم دانا چه زرین کوزه ایست  /  نشکند گر بشکند دور نتوان انداختش

 

پ . ن :  مهربانی ، تزئین لحظه هاست  . برای مهربانیت پاسخی جز دوست داشتنت نیست

 

 

 

 
  • تعداد صفحات :10
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

خواستم زندگی کنم راهم را بستند
خواستم ستایش کنم گفتند خرا فات است.
خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.
گریستم گفتند بهانه است .
خندیدم گفتند دیوانه است.
دنیا را نگه دارید میخواهم پیاده شوم

*********************

«این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن کشور نو، آن وطن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی ست که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی ست که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری ست که در نافه آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی و خانه به دوشی چه بلایی ست
دردی ست که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین و شکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهر عظیم است ولی شهر غریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست»
27مرداد 88


*********************
اسمم سمیراست به مدت 6 سال در کشور کره جنوبی ، شهر سئول زندگی کردم سال 1391 به ایران بازگشتم سعی دارم همانند سالهای پیش، تجربیاتی که کسب کردم را بنویسم امیدوارم که لذت ببرید و با
نظرات و پیشنهاداتتون در بهتر شدن این وبلاگ یاری ام کنید...
لطفا در مورد مهاجرت و تحصیل در کره سوال نفرمایید چون بنده در این زمینه اطلاعات خاصی ندارم.

- هر گونه کپی برداری با ذکر منبع بلا مانع است

- مطالبم از آموخته و تجربیاتی ست که در کره کسب کردم اگر خبر و یا مطلبی کپی شده باشه پایان مطلب خواهم نوشت.

-اگر گاهی به دلایل شخصی قادر به جبران محبتهای شما در کامنت گذاشتن نیستم عذرخواهی میکنم گاها به وبلاگهایتان سر زده و بدون اطلاع وبلاگهای مورد توجهم را لینک میکنم





مدیر وبلاگ : سمیرا

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

Check Google Page Rank