تبلیغات
بزرگترین پایگاه اطلاع رسانی کره جنوبی 대한민국 ツ - طمع
بزرگترین پایگاه اطلاع رسانی کره جنوبی 대한민국 ツ
(اینجا کره جنوبی است من یک ایرانی امِ سابق)

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

طمع

جمله روز


ذلیل ترین مردم، كسى است كه طمعكار، حریص و وسوسه گر باشد.






سلام دوستای خوبم مدتی نبودم و ننوشتم و اینک نیز  پست جدیدی که بتونه نظرتون رو جلب کنه (در رابطه با کره جنوبی )ندارم اما فکر میکنم موضوعی که در موردش میخوام بنویسم حرف دل خیلی هاست و این موضوع سه حرفی این روزها در کشور ما بسیار زیاد اتفاق میفته و حق خیلی ها رو گرفته و گاهی باعث شده زندگی خیلی ها نابود بشه اما مطمئنا افرادی از این دسته به سزای عملشون خواهند رسید.





طمع در لغت، به معنای حرص بر چیزی ، چشم داشت، فریفته بودن و مال دوستی است و در اصطلاحِ علمای اخلاق ،عبارت است از: توقع داشتن در اموال مردم به عبارت دیگر، کسی که به خدا و خودش متکی نبوده و به آن چه دارد قانع و راضی نباشد و همیشه خود را در نقصان و کمبود و محرومیت پنداشته و به مال، مقام، تجملات دیگران چشم بدوزد و پیوسته درصدد بهره برداری از دیگران باشد.


مردان طمع بدام ذلت افتند          و ز نزد حریص همه گریزان رفتند

تنها به طمع نشسته مردان حریص‏        آرامى زندگى بخود آشفتند


طمعکار چون اسیر و در بند ذلت است، چنانکه بر طمع خویش از همه دورى میگزیند و همه نیز از او میگریزند و همیشه و در همه جا نزد مردم پست به نظر می ‏آید و مردم بى اعتنا از او می‏گریزند و به تنهایى در طمع و آزمندى خویش باقى خواهد ماند زیرا خود همه را از خویش رانده است و چون در طمع بسر برده حسادت بر دیگران خواهد برد و حسادت به کینه مبدل گشته و از همه بیزار گردد و همین امر سبب شود که در بند و اسیر خوارى و ذلت باشد و انسانى که بر او اهمیت ندهند خوار است و آزمند نیز بر اثر طمع و بخل و حسادت و کینه و دورى از اجتماع و دوستان بر خویش ظلم می‏کند و هر آن خوار و پست‏تر گردد.



حرص صفتى است نفسانیّه، كه آدمى را وامی‏دارد بر جمع نمودن زاید از آنچه احتیاج به آن دارد. و این صفت، یكى از شعبه های حبّ دنیا، و از جمله صفات مهلكه، واخلاق مضلّه است. بلكه این صفت خبیثه، بیابانى است كران ناپیدا كه از هر طرف روى به جایى نرسى و وادئى است بی ‏انتها، كه هر چند در آن فرو روى عمق آن را نیابى.
بیچاره ‏اى كه بر آن گرفتار شد گمراه و هلاك شد. و مسكینى كه به این وادى افتاد دیگر روى خلاصى ندید، زیرا كه: حریص، هرگز حرص او به جائى منتهى نمی‏شود و به حدى نمی ‏ایستد. اگر بیشتر اموال دنیا را جمع كند باز در فكر تحصیل باقى است. و هر چه به دست او آید باز مى‏طلبد. و آن بیچاره مریض است و نمی‏فهمد. و احمق است و نمی‏داند. چگونه چنین نباشد و حال آنكه می‏بینیم حریصى را كه هشتاد سال عمر كرده است و فرزندى ندارد و این قدر از اموال و املاك و خانه و مستغلات دارد كه اگر به فراغت بگذراند صد سال دیگر او را كفایت می‏كند، و خود یقین دارد كه: بیست سال دیگر عمر او نیست، باز در صدد زیاد كردن مال است. و تأمل نمیكند كه: فایده آن چیست؟ و چه ثمره دارد؟ اگر از براى خرج است، آنچه دارد گاهى است كه منافع آن وفا به خرج مدت العمر او میكند. و اگر از براى احتیاط است، اگر آنچه دارد احتمال تلف می‏رود هر چه تحصیل كند چنین خواهد بود. پس اگر این مرض، یا حمق نیست پس چه بلاست؟ و هر كه به این مرض مبتلا شد خلاصى از آن مرض نهایت اشكال دارد.

و بخوانیم سخنانی از بزرگان :

تمامیِ خیر و خوبی در بریدن طمع و چشم نداشتن به آنچه که در دستان مردم جمع شده، است.

طمع، همچون آب شوری است كه هر چه بیشتر خورده شود، تشنگی را افزونتر می كند.((گوته))

برده فقط یك آقا دارد، اما شخص طمعكار نسبت به هر كسی كه او را یاری كند، برده است.((رالف والدو امرسون))

هر آنچه را كه داری غنیمت شمار، از زیاده خواهی درگذر.((كتلین . ا . برین))

فزون خواهی برای داشته های ما زیانبار است.((اُرد بزرگ))

طمع به همه چیز، از دست دادن همه چیز است.((مثل انگلیسی))

اگر ما از زیاده خواهی چشم پوشی كنیم جنگ هم تكرار نخواهد شد.((كورت توخلسكی))

بر حذر باش كه آرامش و تامل تو به آرامش و تامل سگی در مقابل دكان قصابی همانند نباشد كه از ترس یارا نمی كند پیش رود و حرص و آز پای پس رفتن او را بسته است.((نیچه))

درباره وبلاگ

خواستم زندگی کنم راهم را بستند
خواستم ستایش کنم گفتند خرا فات است.
خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.
گریستم گفتند بهانه است .
خندیدم گفتند دیوانه است.
دنیا را نگه دارید میخواهم پیاده شوم

*********************

«این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن کشور نو، آن وطن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی ست که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی ست که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری ست که در نافه آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی و خانه به دوشی چه بلایی ست
دردی ست که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین و شکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهر عظیم است ولی شهر غریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست»
27مرداد 88


*********************
اسمم سمیراست به مدت 6 سال در کشور کره جنوبی ، شهر سئول زندگی کردم سال 1391 به ایران بازگشتم سعی دارم همانند سالهای پیش، تجربیاتی که کسب کردم را بنویسم امیدوارم که لذت ببرید و با
نظرات و پیشنهاداتتون در بهتر شدن این وبلاگ یاری ام کنید...
لطفا در مورد مهاجرت و تحصیل در کره سوال نفرمایید چون بنده در این زمینه اطلاعات خاصی ندارم.

- هر گونه کپی برداری با ذکر منبع بلا مانع است

- مطالبم از آموخته و تجربیاتی ست که در کره کسب کردم اگر خبر و یا مطلبی کپی شده باشه پایان مطلب خواهم نوشت.

-اگر گاهی به دلایل شخصی قادر به جبران محبتهای شما در کامنت گذاشتن نیستم عذرخواهی میکنم گاها به وبلاگهایتان سر زده و بدون اطلاع وبلاگهای مورد توجهم را لینک میکنم





مدیر وبلاگ : سمیرا

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

Check Google Page Rank