تبلیغات
بزرگترین پایگاه اطلاع رسانی کره جنوبی 대한민국 ツ - آنهایی که رفته اند .... آنهایی که مانده اند
بزرگترین پایگاه اطلاع رسانی کره جنوبی 대한민국 ツ
(اینجا کره جنوبی است من یک ایرانی امِ سابق)

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آنهایی که رفته اند .... آنهایی که مانده اند

 

جمله روز

                 آنجا که بیم و هراس سایه افکند شادی را جایی نیست!  ارنست اپیکور


آنهایی که  (از ایران)  رفته اند ایمیلشان را در حسرت نامه از آن هایی که مانده اند باز می کنند و از اینکه هیچ نامه ای ندارند کلافه می شوند.

آنهایی که (در ایران ) مانده اند هر روز…نه…یک روز در میان ایمیلشان را چک می کنند و از اینکه نامه ای از انهایی که رفته اند ندارند کفرشان در میاید.

آنهایی که رفته اند همانطور که دارند یک غذای سر دستی درست می کنند تا تنهایی بخورند فکر می کنند آنهایی که مانده اند الان دارند دور هم قورمه سبزی با برنج زعفرانی می خورند و جمعشان جمع است و می گویند و می خندند.

آنهایی که مانده اند همان طور که دارند یک غذای سر دستی درست می کنند فکر می کنند آنهایی که رفته اند الان دارند با دوستان جدیدشان گل می گویند و گل میشنوند و از آن غذاهایی می خورند که توی کتاب های آشپزی عکسش هست.

آنهایی که رفته اند فکر می کنند آنهایی که مانده اند همه اش با هم بیرونند. کافی شاپ، لواسان، بام تهران و درکه می روند .خرید می روند…با هم کیف دنیا را می کنند و آنها را که ان گوشه دنیا تک افتاده اند فراموش کرده اند.

آنهایی که مانده اند فکر می کنند آنهایی که رفته اند همه اش بار و دیسکو می روند و خیلی بهشان خوش می گذرد و آنها را که توی این جهنم گیر افتاده اند فراموش کرده اند.

آنهایی که رفته اند می فهمند که هیچ کدام از آن مشروب ها باب طبعشان نیست و دلشان می خواهد یک چای دم کرده حسابی بخورند.

آنهایی که مانده اند دلشان می خواهد بروند یکبار هم که شده بروند یک مغازه ای که از سر تا تهش مشروب باشد که بتوانند هر چیزی را می خواهند انتخاب کنند.

  آنهایی که رفته اند همانطور که توی صف اداره پلیس برای کارت اقامتشان    ایستاده اند و می بینند که پلیس با باتوم خارجی ها را هل می دهد فکر می کنند که آن جهنمی که تویش بودند حداقل کشور خودشان بود..

آنهایی که مانده اند همانطور که گشت ارشاد با باتوم دختر ها را سوار ماشین       می کنند فکر می کنند که آنهایی که رفته اند الان مثل آدم های محترم می روند به یک اداره مرتب و کارت اقامتشان را تحویل می گیرند.

آنهایی که مانده اند فکر می کنند آنهایی که رفته اند حق ندارند هیچ اظهار نظری در هیچ موردی بکنند چون دارند آن ور حال می کنند و فورا یک قلم برمی دارند و اسم آن وری ها را خط می زنند.

آنهایی که رفته اند هی با شوق بیانیه ها را امضا می کنند و می خواهند خودشان را به جریان سیاسی کشوری که تویش نیستند بچسبانند.

آن هایی که مانده اند در حسرت بی بی سی و صدای آمریکا بدون پارازیت  کلافه می شوند و دائم پشت دیش هستند

آنهایی که رفته اند پای اینترنت، دنبال شبکه 3 و فوتبال با گزارش عادل یا سریالهای ایرانی  و اخبارهایی با کلام پارسی و ایرانی هستند

  آنهایی که مانده اند می خواهند بروند.

آنهایی که رفته اند می خواهند بر گردند.

  آنهایی که مانده اند از آن طرف مدینه فاضله می سازند.

آنهایی که رفته اند به کشورشان با حسرت فکر می کنند.

  اما هم آنهایی که رفته اند و هم آنهایی که مانده اند در یک چیز مشترکند:

  آنهایی که رفته اند احساس تنهایی می کنند. آنهایی که مانده اند هم احساس تنهایی  می کنند

 باید زندگی کردن را بیاموزیم این چندان به ماندن و رفتن ربطی ندارد.     

 


پ.ن : و  هر روز ایمیلم را چک میکنم تا  عکسهای نوروز امسال آشنایان و دوستان را ببینم اما دریغ از ...(به علت کندی اینترنت و مشغله های دیگر)

پ.ن: سریالی که این روزها میبینم اسمش هست روز حسرت با کارگردانی سیروس مقدم

پ.ن : جا داره از تمام دوستان گلم که با ایمیل و کامنت یا تماس تلفنی عید رو بهم تبرک گفتند تشکر کنم و بگم که خیلی بهم لطف دارید و دوستتون دارم.

پ.ن : ایمان داشته باش که کوچکترین محبت ها از ضعیف ترین حافظه ها پاک نمی شود

پ.ن :سبدی عشق در اندیشه من/ که پر از گل بدهم هدیه به تو/ غافل از آنکه تو خود ناب تری/ یک جهان گل بخورد غبطه به تو

پ.ن: بادبادک ها هرچقدر هم که اوج بگیرند هنوز با آن نخ کذایی ، اسیر زمین اند ! فریب نخواهم خورد ، به من پرواز بیاموز . . .

پ.ن : و حرف من به تو ای دوست : زندگی قانون باورها و لیاقت هاست. همیشه باور داشته باش لایق بهترین هایی

 

شاد باشید و برقرار

درباره وبلاگ

خواستم زندگی کنم راهم را بستند
خواستم ستایش کنم گفتند خرا فات است.
خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.
گریستم گفتند بهانه است .
خندیدم گفتند دیوانه است.
دنیا را نگه دارید میخواهم پیاده شوم

*********************

«این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن کشور نو، آن وطن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی ست که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی ست که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری ست که در نافه آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی و خانه به دوشی چه بلایی ست
دردی ست که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین و شکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهر عظیم است ولی شهر غریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست»
27مرداد 88


*********************
اسمم سمیراست به مدت 6 سال در کشور کره جنوبی ، شهر سئول زندگی کردم سال 1391 به ایران بازگشتم سعی دارم همانند سالهای پیش، تجربیاتی که کسب کردم را بنویسم امیدوارم که لذت ببرید و با
نظرات و پیشنهاداتتون در بهتر شدن این وبلاگ یاری ام کنید...
لطفا در مورد مهاجرت و تحصیل در کره سوال نفرمایید چون بنده در این زمینه اطلاعات خاصی ندارم.

- هر گونه کپی برداری با ذکر منبع بلا مانع است

- مطالبم از آموخته و تجربیاتی ست که در کره کسب کردم اگر خبر و یا مطلبی کپی شده باشه پایان مطلب خواهم نوشت.

-اگر گاهی به دلایل شخصی قادر به جبران محبتهای شما در کامنت گذاشتن نیستم عذرخواهی میکنم گاها به وبلاگهایتان سر زده و بدون اطلاع وبلاگهای مورد توجهم را لینک میکنم





مدیر وبلاگ : سمیرا

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

Check Google Page Rank