تبلیغات
بزرگترین پایگاه اطلاع رسانی کره جنوبی 대한민국 ツ
بزرگترین پایگاه اطلاع رسانی کره جنوبی 대한민국 ツ
(اینجا کره جنوبی است من یک ایرانی امِ سابق)

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

nursing room : 수유실

جمله روز

پول مانند حس ششم است که بدون آن نمی توان از پنج حس دیگر

 به طور کامل استفاده کرد . بدون درآمد کافی نصف امکانات زندگی

به روی ما مسدود خواهد شد .  (سامرست مرآم  )

 



سلام دوستای بهتر از گلم که اگه نبودید اشتیاقی به نوشتن نبود. این روزها هوای کره بارونیه گاهی گرم گاهی خنک هوا هم تکلیف خودش رو نمیدونه اصلا ما هنوز نفهمیدیم بهار کی اومد و رفت و تابیستون اومد.این کره ای ها ادعا میکنند که کشورشون چهار فصله است  و تو دنیا هیچ کشوری مثل کشور خودشون نمیشه تاززززززه اگه یه روز باهاشون همکلام بشی و بگی کشور ما چهار فصله است از تعجب چماشون چهار تا میشه.بگذریم....

امروز میخواستم در مورد امکاناتی که برای مادران شیرده و نوزادان شیرخوار در مکانهای عمومی وجود داره براتون بنویسم.

معمولا در فروشگاههای بزرگ . ایستگاههای قطار و مترو . پارک ها و شهربازی ها و بیمارستان ها و .... اتاقهایی برای مادارن درست شده که  با خیال راحت در مکانی دور از جمعیت و شلوغی میتونند به کودکان خود شیر بدهند یا  پوشک و لباسهاشون رو عوض کنند حتی میتونند قسمت پایین تنه کودک رو بشویند یا شیر خشک درست کنند و....

 این مکانها  مجهز به کولر برای خنک  شدن در فصل گرما و بخاری برای گرم شدن  در فصل سرما  مجهز به تهویه های بسیار قوی صندلی و کاناپه برای راحتی مادران تختهای کوچک و نرم برای خوابیدن نوزاد و یا عوض کردن پوشک و لباس .آب گرم  . دستگاه تصویه کن آب .معمولا دستمال مرطوب . نایلون . مایع شستشوی دست . ابری های مخصوص شستشوی شیشه ی شیر نوزاد و ..... است.

گاهی به فکر فرو میرم کشوری به این کوچکی کشوری که هیچ چیزی از خودش نداره و بیشتر مواد مورد نیاز را وارد میکند چقدر پیشرفت کرده و چقدر مسئولین به فکر آسایش رو راحتی هموطنانشون هستند ای کاش....

1

2

4

3

نمی آید

 

 

 

 

نمی آید که نمی آید که نمی آید

.

.

نوشتنم را میگویم

.

نمیدانم چرا نوشتنم نمی آید

.

نوشتن هم حال و هوای خودش را می طلبد نه؟؟

 

حرص نخورید. ناراحتی را نبلعید

جمله روز

قطار ! راهت را بگیر و برو نه کوه توان ریزش دارد نه

ریزعلی پیراهن اضافه !! هیچ چیز مثل سابق نیست !!


همانطور که از خوردن غذای مانده و فاسد پرهیز می­کنید از جذب کردن و بلعیدن حرف­های مفت و مزخرف پرهیز کنید. نگذارید حرف­هایی که به نظر خودتان صحیح نمی­آید و چرند است، ذهن­تان را خراب کند و باعث شود که دچار تهوع فکری شوید.

اگر دلخورید بیان کنید. اگر می­ترسید ترس­تان را به زبان بیاورید.اگر عصبانی هستید عصبانیت­تان را نشان دهید. گریه دارید؟ گریه کنید. مفاهیمی مثل خویشتن­داری و سکوت و بردباری را بگذارید کنار. این­ها ارزش­هایی ست که حکومت­های دیکتاتوری تبلیغ می­کنند که بتوانند فرد را از همان آغاز، در خانواده سرکوب کنند و یک مشت آدم ترسو تحویل جامعه بدهند. ناراحتی­ ها را باید ابراز کرد

 
 
 
و گرنه بعدها می شود کابوس. می شود تیک عصبی، تنگی­ نفس، خارشِ ­تن. می شود دسیسه­
چینی و بهانه ­جویی. ناخن و لب جویدن و تند تند پاها را تکان دادن.

نگذارید کسی اعتماد به نفس شما را خدشه دار کند. با نگاه، با لبخند معنی ­دار، با کنایه،
با حرف و طعنه. سعی کنید به خودتان ایمان بیاورید. با خودتان صلح کنید.
خودتان را همانطور که هستید دوست داشته باشید. چهره ­تان را، اندام­تان را. آشتی با خود
آغاز زندگی­ ست
  

از گذشته­ فرار نکنید و آن را بپذیرید. با خود مهربان باشید و اشتباهات و غفلت­ ها را به خودتان ببخشید. نگذارید ظلم و جفای دیگران در گذشته از شما یک قربانی بسازد. در نقش قربانی رفتن
گاه برای بعضی می­شود همه ­ی محتوای زندگی شان. سالها در عزای خود می ­نشینند و هیچ چیز
هم تغییر نمی­کند. از گذشته فرار نکنید اما در گذشته هم غرق نشوید و در سوگ روزهای خوب
از دست رفته ننشینید. هیچ زمانی جذاب­تر از زمان حال نیست.
 
 
 

از خودتان به اندازه­ی توانایی­ تان انتظار داشته باشید. سعی کنید حد توانایی ­تان را بشناسید.
بیشتر ما حد توانایی خود را نمی­شناسیم و به همین خاطر همیشه از حد توانایی خود فراتر می­رویم. ممکن هم هست در کاری موفق بشویم اما چون از توان خود بیشتر مایه گذاشته­ ایم،
زود دچار خستگی و دلزدگی می­شویم.

سعی نکنید دختر و پسر خوب برای پدر و مادر، خواهر خوب، برادر خوب، عروس خوب،
داماد خوب، پدر خوب، مادر خوب و همسر خوب باشید. فقط سعی کنید خودتان باشید.
این خیلی خوب بودن­ها عاقبت کار دست آدم می­دهد. آدم گاهی می­رود توی نقش­هایی که نقش
واقعی­ خودش نیستند و از من واقعی­ اش خیلی فاصله گرفته­ اند. بهتر است دیگران شما را
نپسندند تا اینکه هر روز به جای خود در آینه چهره­ ی کسی را ببینید که از شما سوال می­کند:
راستی تو کی هستی؟
 
 

اگر دوست دارید ورزش کنید، ورزش کنید. اگر هم از ورزش بیزارید، ورزش نکنید. اتفاقی نمی­افتد. عشق ورزیدن را در زندگی فراموش نکنید.
هرچه هست و می­ماند عشق است و دیگر هیچ. " ناراحتی را نبلعید

كره شمالی : جهنم سرخ و نكبتی به نام كمونیسم

 

جمله روز

در تاریکترین شب های ستم ، روشنترین ستاره ها زاده می شوند . ارد بزرگ


كره شمالی و كوبا تنها نقاطی از جهان هستند كه همچنان آلوده به كمونیسم یا همان طاعون سرخ قرن بیستم باقی مانده اند . كوبا به واسطه نزدیكی اش به آمریكا و روابط خارجی اش با بسیاری از كشورهای دنیا ، سرزمین نسبتا” شناخته شده ای هست . اما بسیاری از مردم دنیا از وقایع و حقایق درون كره شمالی كه با سیستمی استالینی اداره میشود ، خبر چندانی ندارند . رهبر كنونی كره شمالی كیم چونگ ایل هست . پدر وی هم رهبر سابق این كشور بود و كیم ایل سونگ نام داشت . البته مردم بدبخت كره شمالی رهبر حكومتشان را (معاون رهبر) می نامند چرا كه به فرمودهء مقامات آن كشور ، كیم ایل سونگ نمرده است بلكه به خورشید پیوسته و هر روز جهان را گرم و روشن می كند . در نتیجه مقام رهبری ایشان محفوظ است . در كره شمالی تنها كسی كه حق فكر كردن دارد رهبر حكومت است كه فرماندهء بزرگ نامیده میشود .

وقتی فرماندهء بزرگ دربارهء مسئله ای حرفی زد دیگر هیچكس حق ندارد در آن زمینه اظهار نظر كند . از نظر حكومت كمونیستی آن كشور ، مردم كره شمالی و حتی مدیران و مقامات آن كشور وظیفه ای جز كشف حقیقت در افكار و سخنان رهبر نظام كمونیستی را ندارند . چندی پیش رهبر حكومت كره شمالی ( كیم چونگ ایل ) در حال بازدید از جایی به خانمی كه كت و دامن پوشیده بود گفته بود شما در لباس سنتی كره ای زیباتر به نظر می رسید .. همان شب تلویزیون كره شمالی با قطع برنامه های عادی اش اعلام كرد از این لحظه به بعد همهء زنان شاغل در كشورمان موظف هستند كه با لباس سنتی كره ای از خانه هایشان خارج شوند تا جهان زیباتر شود! كره شمالی طبیعت بسیار زیبایی دارد و دارای تنوع آب و هوایی شگفت انگیزی است اما مردم این كشور حق خروج از روستا ها یا شهرهایشان را ندارند . در واقع همه در همان جایی كه زندگی می كنند زندانی هستند . برای رفتن از روستایی به روستایی دیگر و یا شهری به شهر دیگر باید از حكومت اجازه بگیرند . در كره شمالی كسی حق انتخاب همسر و ازدواج را ندارد ، مگر با موافقت وزارت اطلاعات و امنیت آن كشور . یعنی دختر و پسری كه عاشق هم شده اند باید گزارش كاملی از نحوهء عاشق شدنشان ، دلیل عاشق شدنشان ، میزان علاقه و احساسی كه نسبت به یكدیگر دارند و خیلی چیزهای دیگری را در چندین صفحه بنویسند و تحویل مقامات امنیتی بدهند تا نوبت مصاحبه شان شود . قبل از مصاحبه ، سیستمهای امنیتی و نظامی كره شمالی هفت نسل پشت و جد و آباد دختر و پسر را بررسی می كنند و نهایتا” اگر مورد مشكوكی دیده نشد ، برای ازدواج آن دختر و پسر جوان مجوز صادر می كنند .

ادامه مطلب

سلامی به تو دوست و همراه همیشگی

 

جمله روز

اگر تو برنده باشی، نیازی نیست به کسی توضیحی دهی، اما اگر بازنده باشی، نیازی

 نیست آنجا باشی تا به کسی توضیحی دهی.


سلام و صد سلام به تمامی دوستان خوبم

روزها و ماهها به سرعت میگذرند انگاری همین دیروز بود که سال نو رو تبریک گفتیم  ولی یک ماه و نیم از عید گذشته .... درسته این عمره که میگذره مثه ابر و باد ، میگذره ،  خیلی زود  ، زودتر از اونی که فکرش رو بکنیم چه خوبه که تغییراتی در خودمون ، در رفتارمون و در کردارمون ایجاد کنیم که بعدها افسوس نخوریم.

جا داره مناسبتهایی رو تبریک بگم و عذر خواهی کنم بابت تاخیر در تبریک  اونها و ایجاد پستهای جدید.

ابتدا روز معلم رو به تمامی معلمهای نازنین ایران زمین مخصوصا خانم نقدی معلم سال اول ابتدایی خودم که عاشقانه معلمی کرد و با صبوری بسیار درس زندگی به من داد تبریک میگم.

سپس روز جهانی کودک رو  به تمام کودکان و آینده سازان ایران و جهان تبریک میگم .اینجا که جشن مفصلی برای بچه ها گرفته  شد در ضمن تعطیل رسمی بود ایران رو نمیدونم.

و در آخر جا داره روز جهانی زن رو به تمامی زنان ایران و جهان و تمام مادران کره زمین مخصوصا مامان گل و مهربونم خودم که دلم براش یه ریزه شده تبریک بگم و بگم ای کاش در کنارش بودم تا دستان با محبت و زحمتکشش رو میبوسیدم  تنها کاری که تونستم بکنم این بود که باهاش تماس بگیرم و این کارو کردم و با شنیدن صداش آرامش گرفتم آرامشی که وصف نشدنیِ.

هیچ رنگی مثل او پر رنگ و رنگ عشق نیست                هیچ آهنگی چو او... بر پایه ی سرمشق نیست

هیچ خطی جز به نستعلیق زیبای کمان ابرویش                نیست خوانا تا بخوانم عشق را از گیسویش

هیچ لبخندی مثال یک تبسم بر لبش                               نیست شیوا تا بخندم بی عطش

هیچ بغضی نیست در سیمای اشک آلود او                     تا بگیرم جرعه ای کام از شراب ناب مهر آلود او

هیچ عشقی را ندیدم تا به نامی سجده آرد!!!!                   نام او هر عشق را مجبور کرد تا سرگذارد...

هیچ خدایی هم اگر حاکم نبود در آسمانها بر سرم             باز بر من بود بی شک... هم خدایم... مادرم

هیچ شعری نیست یارای تمنای وجود پاک او                 تا ابد جاری است اشکم بر روان و خاک او....

 

این وبلاگ تقدیم به مادر مهربونم و تمام مادرها

 

زندگی

 

جمله روز

 

 

خوشبختی  یعنی اینكه خداوند آنقدر عزیزت  كند كه وجودت آرامش بخش دیگران باشد

 


 

زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی.

زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چون گل، که بنوشی اش چون شهد.

زندگی، بغض فـروخورده نیست.

زندگی، داغ جگــــر گـــوشه نیست.

زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است.

زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است.

زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ.

زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است.

زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست.

زندگی، شـــوق وصال یار است.

زندگی، لحظه دیدار به هنگامــــــه یاس.

زندگی، تکیه زدن بر یــار است.

زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است.

زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است.

زندگی، قطعه سرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد به سرشاخه امید و رجا.

زندگی، راز فـروزندگی خورشید است.

زندگی، اوج درخشندگــــــی مهتــاب است.

زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است.

زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است.

زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است.

زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است. به، كه چقدر شیـــرین است.

زندگی،خاطره یک شب خوش،زیر نورمهتاب،روی یک نیمکت چوبی سبز،ثبت درسینه است.

زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه.

زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق.

زندگی، گاه شده است که برد بیراهم.

زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد.

 

 

باید به دنبال شادی ها گشت

  جمله روز

باید دنبال شادی ها گشت، غمها خودشان ما را پیدا می کنند.

( فردریش نیچه )

ناصر خسرو قبادیانی بسوی باختر ایران روان بود. شبی میهمان شبانی شد در روستای کوچکی در نزدیکی سنندج.

نیمه‌های شب صدای فریاد  و ناله شنید. برخاست و از خانه بیرون آمد. صدای فریاد و ناله‌های دلخراش و سوزناک از بالای کوه به گوش می‌رسید.
 
مبهوت فریادها و ناله‌ها بود که شبان دست بر شانه‌اش گذاشت و گفت:
این صداها از آن مردیست که همسر و فرزند خویش را از دست داده، این مرد پس از چندی جستجو در غاری بر فراز کوه ماندگار شد هر از گاهی شب‌ها ناله‌هایش را می‌شنویم.
چون در بین ما نیست همین فریادها به ما می‌گوید که هنوز زنده است و از این روی خوشحال می‌شویم که نفس می‌کشد.
 
  ناصر خسرو گفت: می‌خواهم به پیش آن مرد روم.
مرد گفت: بگذار مشعلی بیاورم و او را از شیار کوه بالا برد.
ناصر خسرو در آستانه غاری ژرف و در زیر نور مهتاب مردی را دید که بر تخته سنگی نشسته و با دو دست خویش صورتش را پنهان نموده بود.
 
مرد به آن دو گفت از جان من چه می‌خواهید؟ بگذارید با درد خود بسوزم و بسازم.
ناصر خسرو گفت: من عاشقم این عشق مرا به سفری طول دراز فرا خوانده، اگر عاشقی همراه من شو. چون در سفر گمشده خویش را باز یابی. دیدن آدم‌های جدید و زندگی‌های گوناگون تو را دگرگون خواهد ساخت. در غیر اینصورت این غار و این کوهستان پیشاپیش قبرستان تو و خاطراتت خواهد بود....
 
چون پگاه خورشید آسمان را روشن کند براه خواهم افتاد اگر خواستی به خانه شبان بیا تا با هم رویم.
چون صبح شد آن مرد همراه ناصرخسرو عازم سفر بود. .......
سال‌ها بعد آن مرد همراه با همسری دیگر و دو کودک به دیار خویش بازگشت در حالی که لبخندی دلنشین بر لب داشت..
 
 
 اندیشمند یگانه سرزمینمان ارد بزرگ می‌گوید: “سنگینی یادهای سیاه را با تنهایی دو چندان می‌کنی. به میان آدمیان رو  و  در شادمانی آنها سهیم شو... لبخند آدمیان اندیشههای سیاه را کمرنگ و دلت را گرم خواهد نمود. ”
 
 
شوریدگان همواره در سفر هستند و چون خواسته خویش یافتند همانجا کاشانه‌ای بسازند، و چون دلتنگ شوند به دیار آغازین خویش باز گردند. 
 
 
باید دنبال شادی ها گشت، غمها خودشان ما را پیدا می کنند.

 

<>

آنهایی که رفته اند .... آنهایی که مانده اند

 

جمله روز

                 آنجا که بیم و هراس سایه افکند شادی را جایی نیست!  ارنست اپیکور


آنهایی که  (از ایران)  رفته اند ایمیلشان را در حسرت نامه از آن هایی که مانده اند باز می کنند و از اینکه هیچ نامه ای ندارند کلافه می شوند.

آنهایی که (در ایران ) مانده اند هر روز…نه…یک روز در میان ایمیلشان را چک می کنند و از اینکه نامه ای از انهایی که رفته اند ندارند کفرشان در میاید.

آنهایی که رفته اند همانطور که دارند یک غذای سر دستی درست می کنند تا تنهایی بخورند فکر می کنند آنهایی که مانده اند الان دارند دور هم قورمه سبزی با برنج زعفرانی می خورند و جمعشان جمع است و می گویند و می خندند.

آنهایی که مانده اند همان طور که دارند یک غذای سر دستی درست می کنند فکر می کنند آنهایی که رفته اند الان دارند با دوستان جدیدشان گل می گویند و گل میشنوند و از آن غذاهایی می خورند که توی کتاب های آشپزی عکسش هست.

آنهایی که رفته اند فکر می کنند آنهایی که مانده اند همه اش با هم بیرونند. کافی شاپ، لواسان، بام تهران و درکه می روند .خرید می روند…با هم کیف دنیا را می کنند و آنها را که ان گوشه دنیا تک افتاده اند فراموش کرده اند.

آنهایی که مانده اند فکر می کنند آنهایی که رفته اند همه اش بار و دیسکو می روند و خیلی بهشان خوش می گذرد و آنها را که توی این جهنم گیر افتاده اند فراموش کرده اند.

آنهایی که رفته اند می فهمند که هیچ کدام از آن مشروب ها باب طبعشان نیست و دلشان می خواهد یک چای دم کرده حسابی بخورند.

آنهایی که مانده اند دلشان می خواهد بروند یکبار هم که شده بروند یک مغازه ای که از سر تا تهش مشروب باشد که بتوانند هر چیزی را می خواهند انتخاب کنند.

  آنهایی که رفته اند همانطور که توی صف اداره پلیس برای کارت اقامتشان    ایستاده اند و می بینند که پلیس با باتوم خارجی ها را هل می دهد فکر می کنند که آن جهنمی که تویش بودند حداقل کشور خودشان بود..

آنهایی که مانده اند همانطور که گشت ارشاد با باتوم دختر ها را سوار ماشین       می کنند فکر می کنند که آنهایی که رفته اند الان مثل آدم های محترم می روند به یک اداره مرتب و کارت اقامتشان را تحویل می گیرند.

آنهایی که مانده اند فکر می کنند آنهایی که رفته اند حق ندارند هیچ اظهار نظری در هیچ موردی بکنند چون دارند آن ور حال می کنند و فورا یک قلم برمی دارند و اسم آن وری ها را خط می زنند.

آنهایی که رفته اند هی با شوق بیانیه ها را امضا می کنند و می خواهند خودشان را به جریان سیاسی کشوری که تویش نیستند بچسبانند.

آن هایی که مانده اند در حسرت بی بی سی و صدای آمریکا بدون پارازیت  کلافه می شوند و دائم پشت دیش هستند

آنهایی که رفته اند پای اینترنت، دنبال شبکه 3 و فوتبال با گزارش عادل یا سریالهای ایرانی  و اخبارهایی با کلام پارسی و ایرانی هستند

  آنهایی که مانده اند می خواهند بروند.

آنهایی که رفته اند می خواهند بر گردند.

  آنهایی که مانده اند از آن طرف مدینه فاضله می سازند.

آنهایی که رفته اند به کشورشان با حسرت فکر می کنند.

  اما هم آنهایی که رفته اند و هم آنهایی که مانده اند در یک چیز مشترکند:

  آنهایی که رفته اند احساس تنهایی می کنند. آنهایی که مانده اند هم احساس تنهایی  می کنند

 باید زندگی کردن را بیاموزیم این چندان به ماندن و رفتن ربطی ندارد.     

 


پ.ن : و  هر روز ایمیلم را چک میکنم تا  عکسهای نوروز امسال آشنایان و دوستان را ببینم اما دریغ از ...(به علت کندی اینترنت و مشغله های دیگر)

پ.ن: سریالی که این روزها میبینم اسمش هست روز حسرت با کارگردانی سیروس مقدم

پ.ن : جا داره از تمام دوستان گلم که با ایمیل و کامنت یا تماس تلفنی عید رو بهم تبرک گفتند تشکر کنم و بگم که خیلی بهم لطف دارید و دوستتون دارم.

پ.ن : ایمان داشته باش که کوچکترین محبت ها از ضعیف ترین حافظه ها پاک نمی شود

پ.ن :سبدی عشق در اندیشه من/ که پر از گل بدهم هدیه به تو/ غافل از آنکه تو خود ناب تری/ یک جهان گل بخورد غبطه به تو

پ.ن: بادبادک ها هرچقدر هم که اوج بگیرند هنوز با آن نخ کذایی ، اسیر زمین اند ! فریب نخواهم خورد ، به من پرواز بیاموز . . .

پ.ن : و حرف من به تو ای دوست : زندگی قانون باورها و لیاقت هاست. همیشه باور داشته باش لایق بهترین هایی

 

شاد باشید و برقرار

آموزش زبان کره ای (درس چهاردهم )

 

جمله روز

خاطرات ،  چوبهای خیسی هستند ، که با آتش زندگی ، نه میسوزند و نه خاکستر میشوند... 


ماهها ی سال در زبان  فارسی به صورت ( فروردین و اردیبهشت و خرداد و.... )

و در زبان انگلیسی ( ژانویه . فوریه . مارس ... )نوشته و خوانده میشود .

ولی در زبان کره ای  میگوییم  ( ماه اول . ماه دوم . ماه سوم تــــــــــــا ماه دوازدهم  )

که به شکل زیر خوانده میشوند.

 

 

ماه اول

 ایل وال
 ماه دوم  ای وال

 ماه سوم

 سَم وال
 ماه چهارم   سَ وال
 ماه پنجم  اُ وال
 ماه ششم  یو وال
 ماه هفتم  چیل وال
 ماه هشتم   پَل وال
 ماه نهم  کو وال
 ماه دهم  شی وال
 ماه یازدهم  شیب ایل وال
 ماه دوازدهم  شیب ای وال

 

 

 

تعطیلی مدارس كره جنوبی از بیم بارش باران رادیواكتیوی

 

جمله روز

                                     سه جمله برای کسب موفقیت:

                                           الف) بیشتر از دیگران بدانید

                                                  ب) بیشتر از دیگران کار کنید

                                                       ج) کمتر انتظار داشته باشید

                                                                           ( ویلیام شکسپیر )


در پاسخ به نگرانی والدین دانش آموزان از بارش باران حاوی ذرات رادیواكتیو منتشر شده از نیروگاه آسیب دیده ژاپن، مسئولان كره جنوبی بسیاری از مدارس را تعطیل كردند.
در پی بارش باران در منطقه ، اداره آموزش و پرورش استان ' گیئونگ گی ' نزدیك ترین استان به مرز ژاپن ، 130 مدرسه ابتدایی و مهد كودك را تعطیل كرد و این اقدام را ' تمهیدی در جهت حفظ امنیت دانش آموزان ' خواند .
چهارشنبه این اداره با اشاره به نگرانی والدین دانش آموزان پیشنهاد كاهش ساعات كلاس ها را مطرح كرده بود.
ا در دیگر استان های كره جنوبی همچون ' چونگ چئون ' شمالی ، فعالیت های ورزشی در فضای باز لغو و حضور دانش آموزان در حیاط مدارس ممنوع شده است .
بر پایه این گزارش، سازمان امنیت هسته ای كره جنوبی پس از بارندگی در جزیره ' جیجو ' گزارش داد، در آب باران مقادیر كمی از مواد سمی 'آیودین' و 'سزیوم' دیده شده است.
لازم به ذكر است بسیاری از مردم كره جنوبی در خیابان ها از ماسك استفاده می كنند و پس از وقوع زلزله، سونامی و بحران اتمی در ژاپن، والدین ترجیح می دهند فرزندانشان را با خودرو به مدرسه برسانند.
' لی میونگ باك ' رییس جمهور كره جنوبی نیز بر لزوم احتیاط بیشتر در این كشور به عنوان نزدیك‌ ترین همسایه ژاپن تأكید كرده و دستور بازرسی كامل مواد غذایی وارداتی از توكیو را صادر كرده است.

 

پ.ن: متاسفانه دیر متوجه این خبر شدم چون مدتیه نتونستم اخبار گوش بدم ، دیروز بیرون رفتم و متاسفانه در تماس مستقیم با باران بودم . خدا به خیر بگذرونه.

 

کم کم یاد خواهی گرفت

جمله روز

 انیشتین میگفت : آنچه در مغزتان میگذرد ، جهانتان را می آفریند.


کم کم یاد خواهی گرفت

تفاوت  ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را

اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر

و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند

و هدیه ها ، معنی عهد و پیمان را نمیدهند .

  کم کم یاد میگیری

که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری

باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه

منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

 یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی

که محکم باشی پای هر خداحافظی

یاد میگیری که خیلی می ارزی .

 

  ( خورخه لوییس بورخس )


آیا می دانستید که گاهی به هم می رسیم و می گوییم 120 سال زنده باشی یعنی چه و از کجا آمده؟ برای چه نمی گوییم 150 یا 100 سال یا ...
در ایران و در زمان ماقبل هجوم اعراب به ایران سال کبیسه را به این صورت محاسبه می کردند که به جای اینکه هر 4 سال یکروز اضافه کنند (که البته اضافه هم می کردند) هر 120 سال یک ماه را جشن می گرفتند و کل ایران این جشن برپا بود و برای این که بعضی ها ممکن بود یکبار این جشن را ببینند و عمرشان جواب نمی داد تا این جشن ها را دوباره ببینند به همین دلیل دیدن این جشن را به عنوان بزرگترین آرزو برای یکدیگر خواستار بودند و هر کسی برای طرف مقابل آرزو می کرد تا آنقدر زنده باشی که این جشن باشکوه را ببینی و این به صورت یک تعارف و سنتی بی نهایت زیبا درآمد. که وقتی به هم می رسیدند بگویند 120 سال زنده باشی
 

آموزش زبان کره ای (درس سیزدهم)

جمله روز

کمی عقل سلیم، اندکی اغماض و قدری خوش خلقی داشته باشید، آن

 وقت خواهید دید در این دنیا چقدر آسوده و خوشبخت اید. سامرست موام


چند جمله و کلمه برای زمان خرید کردن + زمانی که مورد آزار قرار گرفتید
 

اُلمَ یِیو ؟ ---------------- قیمتش چقدر است؟

گَگَ چوسیو------------- تخفیف بدهید لطفا

ایبادُ تِیو؟---------------- میتونم بپوشم و امتحان کنم؟

شینا دُ تیو؟  ------------   میتونم این کفشها را امتحان کنم؟

چُنون ایرَن سَرَم ایمنیدا  --------  من ایرانی هستم

تُ دُ گی  --------  دزد

هَجی مَ  ----------  نکن . دست نگهدار

شیرایو -----------  دوست ندارم

کومَن هِیو -------  بس کن

تُوا چوسیو  ----------  کمک کنید لطفا

وی هام هه  -------  خطرناک است

 

* سال نو مبارک *

 

بوی باران ; بوی سبزه ; بوی خاک

شاخه های شسته ; باران خورده ; پاک

آسمان آبی و ابر سفید , برگهای سبز بید

عطر نرگس , رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار


با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان

 بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت .... روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد .

 

نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند.

 

الهی روزتان نوروز باشد       ویا نوروزتان نوروز باشد


بسان سبزه ها وسبزه زاران     دلاتان خوش ویابهروز باشد


سعادت سربلندی سرفرازی      هماره در دلان بیروز باشد


دلان دلبر دلارام و دل انگیز    برای یاوری دلسوز باشد


گلستانی شود ایام بر كام      چراغ زندگی افروز باشد


سروش سرمدی در سرسراتان     بسان شعله ای  برسوز باشد

لبان گلریز و دلها غنچه ساران     تهی از هم و غم شهروز باشد


دلت ای شاهدی در این بهاران     بر از عشق وصفا مهروز باشد

 

 سلامتی، سر زندگی، سروری، سخاوت، سرور، سرفرازی و سعادت که بهترین هفت‌سین سال است را برایتان آرزو دارم  .

 

روز مبادا

 

جمله روز

از كوروش پرسیدند: زندگی خود را بر چند اصل استوار كردی؟ گفت:

1- دانستم كار مرا دیگری انجام نمیدهد ، پس تلاش كردم
2- دانستم كه خدا مرا میبیند، پس حیا كردم
3- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد، پس آرام شدم
4- دانستم پایان كارم مرگ است، پس مهیا شدم


دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

 
دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

 این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

 باید آدمش پیدا شود!

 باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

 سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای

 و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی!

 یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن  ، به اعتماد آدم‌ها!

سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…

اما بگذار به سن تو برسند!

بگذار صندوقچه ‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون ِ این ‌که  تو را به  یا د  بیاورند

 غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند


دکتر شریعتی

 

پ . ن 1  : چند روزی هوا خنک بود ولی  دوباره  هوا بهاری شده نفس عمیق کشیدن تو این هوا به آدم لذتی میده که وصف نشدنیه البته به این خاطر میگم وصف نشدنی که میدونم ایران مدتهاست هوای آلوده ای داره (البته بعضی از شهرها)

پ.ن 2 : احتمال داره به مدت سه هفته تا یک ماهی نباشم  و نتونم جبران محبتهای شما در کامنت گذاشتن رو کنم البته مطالب به روز میشه و امیدوارم مثل همیشه  همراه با هم باشیم ....

پ. ن 3 :  پیشاپیش سال نو رو تبریک میگم و امیدوارم سال پربرکتی برای تک تک شما دوستان خوبم باشه.(دوستون دارم)

پ.ن 4 : گاهی باید کم باشی تا کم بودنت حس بشه نه که اصلا نباشی تا نبودنت عادت بشه.

پ.ن 5 :  در اوج یقین اگرچه تردیدی هست / در هر قفسی کلید امیدی هست

             چشمک زدن ستاره در شب یعنی / توی چمدان ماه ، خورشیدی هست

پ.ن 6 :  رنج را آشفته در لبخند پنهان میکنم تا دلش غمگین نگردد هر کسی با ما نشست

پ.ن 7:  زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذردو قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند آنچه از روزگار بدست می آید با خنده نمی ماند و آنچه از دست برود با گریه جبران نمیشود!! فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم... یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است از خدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟ خدا جواب داد:گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز . شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن. زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید

پ.ن 8 : یه هو چی شد که این موضوع فکرمو مشغول کرد خیلی سال پیش اونموقع ها که سنی نداشتم بابام  با خط خودش  نوشته بود (  تا توانی دلی بدست آور دل شکستن هنر نمی باشد ) و به دیوار زده بود شاید این جمله گاهی از یادم میرفت اما همیشه سعی کردم بر همون مبنا زندگی کنم خدا منو ببخشه اگه گاهی دلی بی اختیار شکستم.

 

                                                        برام دعا کنید و در پناه ایزد یکتا باشید

دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای

  
 

جمله روز

            به خاطر بسپارهمراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است:آرام ، بیصدا ، همیشگی


در پست قبلی به دوست اشاره کردیم دیدن یه نوشته ی دیگه باعث شد پست قبلی رو ادامه بدم ...

 گاهی داشتن یه دوست خوب نعمتیه که خیلی از ماها قدرش رو نمیدونیم اما وقتی از دستش بدیم و یا زمانی جای خالیش رو احساس کنیم تازه میفهمیم گوهر گرانبهایی رو از دست دادیم به قول آسوان دوست خوبم بعضی مواقع  ، نداشتن شناخت کافی از کسی که به عنوان دوست انتخابش میکنیم  باعث اتفاقاتی در زندگی آدم میشه که احتمالا خیلی هاش جبران ناپذیره.

شاید اگه بخوایم دوست خوبی داشته باشیم باید نقش یک دوست رو خوب ایفا کنیم مثه اینکه بگیم ما باید سعی کنیم گوش کنیم تا دیگران رو نیز وادار به شنیدن کنیم....

 

دل من دیر زمانی ست که می پندارد:
« دوستی » نیز گلی ست 
مثل نیلوفر و ناز ،
ساقه ترد ظریفی دارد
بی گمان سنگدل است آن که روا می دارد
جان این ساقه نازک را 
-دانسته-
بیازارد!
 
 
 
دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه‌ایست. هول هولکی و دم دستی. این دوستی‌ها برای رفع تکلیف خوبند. اما خستگی‌ات را رفع نمی‌کنند. این چای خوردن‌ها دل آدم را باز نمی‌کند. خاطره نمی‌شود. فقط از سر اجبار می‌خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی‌کنی.

دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است. پر از رنگ و بو. این دوستی‌ها جان می‌دهد برای مهمان‌بازی برای تعریف کردن لطیفه‌های خنده‌دار. برای فرستادن اس ام اس‌های صد تا یک غاز. برای خاطره‌های دمِ دستی. اولش هم حس خوبی به تو می‌دهند. این چای زود دم خارجی را می‌ریزی در فنجان بزرگ. می‌نشینی با شکلات فندقی می‌خوری و فکر می‌کنی خوشحال‌ترین آدم روی زمینی. فقط نمی‌دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت می‌شود رنگ قیر. یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می‌دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای.

دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد. باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی. باید صبر کنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی. باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک. خوب نگاهش کنی. عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته، جرعه جرعه بنوشی‌اش و زندگی کنی
 

 زندگی گرمی دل های به هم پیوسته ست

تا در آن دوست نباشد همه در ها بسته ست ...

 
  • تعداد صفحات :30
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

خواستم زندگی کنم راهم را بستند
خواستم ستایش کنم گفتند خرا فات است.
خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.
گریستم گفتند بهانه است .
خندیدم گفتند دیوانه است.
دنیا را نگه دارید میخواهم پیاده شوم

*********************

«این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن کشور نو، آن وطن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی ست که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی ست که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری ست که در نافه آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی و خانه به دوشی چه بلایی ست
دردی ست که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین و شکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهر عظیم است ولی شهر غریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست»
27مرداد 88


*********************
اسمم سمیراست به مدت 6 سال در کشور کره جنوبی ، شهر سئول زندگی کردم سال 1391 به ایران بازگشتم سعی دارم همانند سالهای پیش، تجربیاتی که کسب کردم را بنویسم امیدوارم که لذت ببرید و با
نظرات و پیشنهاداتتون در بهتر شدن این وبلاگ یاری ام کنید...
لطفا در مورد مهاجرت و تحصیل در کره سوال نفرمایید چون بنده در این زمینه اطلاعات خاصی ندارم.

- هر گونه کپی برداری با ذکر منبع بلا مانع است

- مطالبم از آموخته و تجربیاتی ست که در کره کسب کردم اگر خبر و یا مطلبی کپی شده باشه پایان مطلب خواهم نوشت.

-اگر گاهی به دلایل شخصی قادر به جبران محبتهای شما در کامنت گذاشتن نیستم عذرخواهی میکنم گاها به وبلاگهایتان سر زده و بدون اطلاع وبلاگهای مورد توجهم را لینک میکنم





مدیر وبلاگ : سمیرا

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

Check Google Page Rank